به وبلاگ آموزش خوش آمدید

لطفا با اسال نظر در ارتقا کمی و کیفی وبلاگ شریک شوید
Bookmark || || RSS
استفن ویلیام هاوکینگ

 در سال 1321 خورشیدی و دقیقا 300 سال پس از درگذشت گالیله، کودکی به دنیا آمد که جهان فیزیک و کیهان شناسی را دگرگون کرد. 

استفن ویلیام هاوکینگ[0] فیزیکدان بریتانیایی است که زندگیش را صرف مطالعه‌ی حفره‌های سیاه [1] و نظریه‌ی انفجار بزرگ نموده است. حفره‌های سیاه، ناحیه‌ای از فضا- زمان [2] هستند که قوانین معمولی فیزیک در آن‌جا کاربرد ندارند. اکنون پیش‌بینی او در مورد تشعشع[3] از حفره‌های کوچک سیاه (که امروزه تشعشع هاوکینگ نامگذاری شده) فرضیه‌ای قابل قبول برای همه می‌باشد. در بین عامه‌ی مردم، هاوکینگ، بیشتر به خاطر کتاب «تاریخ مختصری از زمان»، معروف گشته نه به خاطر کارهای علمی. این کتاب که 25 میلیون نسخه از آن به فروش رفته، افراد بسیاری را با مقدمه‌ی علم فیزیک کوانتومی [4] و نسبیت [5] آشنا کرده است. 
هاوکینگ به عنوان فردی شناخته می‌شود که از زمان ارائه‌ی نظریه‌ی نسبیت عام به وسیله‌ی انیشتین، مهم‌ترین یافته‌ها را درباره‌ی گرانی یا جاذبه ارائه داده است. 
او در حال حاضر مشغول تلفیق قانون گرانی و فیزیک کوانتومی و ارائه‌ی نظریه‌ی واحدی است که منشاء و ساختار جهان را توضیح می‌دهد. وی در دانشگاه کمبریج صاحب کرسی لوکسیان، پرفسور ریاضیات این دانشگاه است که پیش از این در اختیار نیوتن بود. 
در زمانی که بر روی برنامه‌ی فوق لیسانسش کار می‌کرد دریافت که به معلولیتی به نام ALS یا بیماری لوگریگ مبتلا است. معلولیت نادر و پیش‌رونده‌ای که موجب نواقصی در حرکت و گفتار می‌شود. همین مشکل باعث شد که او ناچار شود مسائل طولانی و پیچیده‌ی ریاضی را که لازمه‌ی کارش بود به صورت ذهنی انجام دهد. 
اندیشه‌های هاوکینگ از روی یک صندلی چرخدار جهان را دگرگون کرده است. 
 

زندگی نامه‌ی هاوکینگ: 

1942 
هشتم ژانویه در آکسفورد چشم به جهان گشود. 

1958 
وارد دانشگاه آکسفورد شد. پیش از آن استعداد فوق العاده‌اش را در فیزیک و ریاضی از همان سال‌های اولیه‌ی تحصیل نشان داده بود. 

1962 
در رشته‌ی فیزیک از دانشگاه آکسفورد فارغ التحصیل می‌شود. برای گذراندن تحصیلات تکمیلی به دانشگاه کمبریج می‌رود. در آن‌جا «فرد هویل» ستاره‌شناس، که یکی از قهرمان‌های دوران هاوکینگ بوده، استاد ستاره‌شناسی است. پزشکان تشخیص می‌دهند که هاوکینگ از بیماری روانی – حرکتی رنج می‌برد.

1966 
مدرک دکترا را از کالج ترینیتی، دانشگاه کمبریج اخذ می‌کند. بررسی هاوکینگ ثابت می‌کند که معادله‌های ریاضی او در تشریح سقوط و نابودی حفره سیاه، می‌توانند برای توصیف بسط و گسترش عالم از یک نقطه‌ی واحد هم به کار روند. 

1970 
هاوکینگ در مورد خصوصیات حفره‌های سیاه به تحقیق می‌پردازد. کرانه‌ی سیاهچال «ایونت هورایزن» گفته می‌شود. او تابش تشعشعاتی از حفره‌های سیاه کوچک (که امروزه تشعشع هاوکینگ نامگذاری شده) را پیش‌بینی می‌کند. او همچنین پیش‌بینی کرد که مساحت حفره‌ی سیاه هرگز کم نمی‌شود. 

1974 
به عضویت انجمن سلطنتی انتخاب می‌شود؛ یکی از جوان‌ترین آن‌ها . او به فعالیتش ادامه داده و نشان می‌دهد که حفره‌های سیاه دما دارند و حفره‌های سیاه کوچک از خود تشعشع گرمایی صادر می‌کنند و ممکن است بر اثر تبخیر وزن کم کنند. 

1977
پس از سال‌ها پژوهش در دانشگاه کمبریج به درجه‌ی «پرفسور فیزیک» نایل آمد. 

1979 
به عنوان استاد ریاضیات در دانشگاه کمبریج منصوب می‌شود (این پستی است که روزی در اختیار اسحاق نیوتن بود). 

1988 
پرفروش‌ترین کتاب او در مورد فیزیک کوانتومی و نسبیت تحت عنوان «تاریخ مختصری از زمان» (A Brief History Of Time) به زیر چاپ رفت. 

1996 
به کار در دانشگاه کمبریج ادامه می‌دهد. 

استفن هاوکینگ در کتاب خود تحت عنوان تاریخچه‌ی مختصر زمان به ما یادآوری می‌کند که عالم ما واقعا چقدر خارق‌العاده است. 

«ما درحالی به زندگی روزمره‌ی خود ادامه می‌دهیم، که تقریبا هیچ درکی نسبت به جهان نداریم. چندان درباره‌ی ماشینی که آفتاب را به‌وجود می‌آورد تا حیات امکان‌پذیر شود؛ گرانشی که ما را به زمین چسبانده است، که در صورت نبودش در فضا معلق می‌ماندیم، یا اتم‌هایی که از آن ساخته شده‌ایم، و اساسا به تمامیت آن وابسته‌ایم، نمی‌اندیشیم. جز کودکان (که آن‌قدر نمی‌دانند که نباید سوالات مهم را بپرسند) تعداد بس اندکی از ما وقت چندانی را در این اندیشه می‌گذرانیم که چرا طبیعت به این صورت است؛ منشاء جهان هستی کجاست، یا آیا همیشه وجود داشته است؛ آیا زمان روزی به عقب بر می‌گردد و معلول از علت پیشی می‌گیرد؟؛ آیا حدی نهایی برای میزان دانش و دانستگی آدمی وجود دارد؟ حتی کودکانی هستند، و من برخی از آن‌ها را دیده‌ام، که می‌خواهند بدانند سیاه‌چاله چه شکلی است؛ کوچک‌ترین جزء ماده چیست؛ چرا ما گذشته را به یاد می‌آوریم و نه آینده را؛ چگونه است که اگر در ابتدا آشوب وجود داشت، ظاهرا، امروزه نظم حاکم است؛ و اصلا چرا جهان هستی وجود دارد؟»

پی‌نوشت‌ها

[0] - Hawking, Stephen William
( - 1942 میلادی) 

[1] - حفره‌ی سیاه: حفره‌ی سیاه (سیاه چاله) ناحیه‌ی اطراف یک ستاره‌ی منقبض شده است. چگالی چنین ستاره‌ای به اندازه‌ای زیاد می‌باشد که هیچ چیز، حتی نور، نمی‌تواند از کشش جاذبه‌ای آن بگریزد. بنابراین، حفره‌های سیاه قابل رؤیت نیستند و این مساله، شناسایی آن‌ها را مشکل می‌سازد. 

[2] - فضا – زمان: فضا- زمان مجموعه مختصاتی است که فضا و زمان را تفکیک ناپذیر می‌داند. پیوستار فضا – زمان که در ابتدا برای اثبات نظریه‌ی نسبیت تکوین یافت، سه بعد طول، عرض و ارتفاع را با زمان ترکیب می‌کند. 

[3] - تشعشع: تشعشع الکترومغناطیسی صورتی از انرژی است که از فضا و بعضی اجسام عبور می‌کند و می‌توان آن را هم به شکل امواج و هم به شکل ذرات بسیار کوچکی به نام فوتون، تصور نمود. طیف کامل الکترو مغناطیسی (به ترتیب کاهش طول موج) شامل امواج رادیویی، مایکروویوها، امواج مادون قرمز (حرارت)، نور مرئی، امواج ماوراء بنفش، اشعه‌ی ایکس و اشعه‌ی گاما می‌باشد. 

[4] - فیزیک کوانتومی: فیزیک کوانتومی فرضیه‌ای در علم نوین است که بر طبق آن نور و سایر اشکال انرژی در قالب واحدهایی تقسیم ناپذیر به نام کوانتوم جذب و تابیده می‌شوند. نخست ماکس پلانک (1947 – 1858) در سال 1900 این فرضیه را ارایه کرد و سپس آلبرت انیشتین (1955 – 1879) و نیلس بوهر (1962 – 1885) آن را بسط دادند. 

[5] - نسبیت: نسبیت نظریه‌ای است که بر طبق آن هرگونه اندازه‌گیری فضا، زمان و یا جرم، تحت تاثیر چهارچوب مرجع (دستگاه مختصات مرجع) مشاهده‌گر قرار می‌گیرد و بنابراین، نسبی است، نه مطلق. آلبرت آینشتاین نظریه‌ی نسبیت را بسط داد. او اندیشه‌هایش را در دو مرحله منتشر کرد: نظریه‌ی نسبیت خاص در 1905 و نظریه‌ی نسبیت عام در 1915. زندگی‌نامه‌ی وی در همین بخش آمده است.


?مصطفی | پیوند | 0 نظر | ارسال نظر | موضوع: مقالات مفید